الفيض الكاشاني

706

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

( 245 ) باده‌اى خواهم به دَن « 1 » مستى كند * چون بجام آيد بَدَن مستى كند چون رسد بر لب نرفته در دهن * موبه‌مويم جان و تن مستى كند باده‌اى خواهم كه جان بى خود شود « 2 » * سهل باشد گر بدن مستى كند باده‌اى خواهم كه از بوى خوشش * عشق حق در جان من مستى كند از سرم بيرون كند ما و منى * ما و من بىما و من مستى كند كفر و ايمان هر دو گردد مست از آن * هم يقين هم شك و ظنّ مستى كند باده‌اى كآن بيخ غم را بركند * حزن در بيت الحزن مستى كند غلغل آن چون فتد در آسمان * هم زمين و هم ز من مستى كند گر ملك نوشد فلك بى خود شود * عرش و كرسى بىبدن مستى كند جرعه‌اى بر خلق اگر قسمت كنند * پيرو برنا ، مرد و زن مستى كند زاهد و عابد اگر نوشند از آن * هر دو را سرّ و علن مستى كند در چمن گر نفحه‌اى زان بگذرد * بلبل و گل در چمن مستى كند گر به دريا قطره‌اى افتد از آن * در صد درّ عدن مستى كند گر وزد بويى از آن بر كوه قاف * جان عنقا در بدن مستى كند جرعه‌اى زان مى اگر روزى شود * فيض را بىما و من مستى كند ( 246 ) افلاك را جلالت « 3 » تو مست « 4 » مىكند * املاك را مهابت « 5 » تو پست مىكند هرجا دلى كه عشق تو در وى كند نزول * هوشش ربايد و خردش مست مىكند

--> ( 1 ) - دن : خمرهء شراب . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : كند . ( 3 ) - عق : جمال رخت مست . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : پست . ( 5 ) - عق : جلال قدت .